تبليغاتX
دچار باید بود...
دچار باید بود...
رستاخیز...
 

Image and video hosting by TinyPic

دور بايد شد، دور...

شب سرودش را خواند،

نوبت پنجره‌هاست...

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 16:4  توسط اولین | 
زهیر
 
"زهیر"؛
 
چیزی تابناک و نورانی که وقتی آدم آنرا لمس کرد یا دید ، دیگر هرگز از یاد نمی برد...
 
و آنـــقدر فکرش را مشغول می کند تا او را به جنون بکشاند...
 
 زهیر را می پذیرم ، می گذارم مرا با خود ببرد به سوی سلامت یا جنون...
 
Image and video hosting by TinyPic
 
"زهیر"- پائولو کوئیلو
 
2 نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 0:28  توسط اولین | 
خواب آشفته...

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم،که از خاگ گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یک ریز و پی در پی

دم گرم خوشش را در گلویم سخت بفشارد

بدینسان بشکند دایم سکوت مرگبارم را

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

"دکتر شریعتی"

Image and video hosting by TinyPic

...

2 نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 21:9  توسط اولین |